بازدید :
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 1 شهریور 1389
بعد از مطرح شدن نام گزینههای مختلف برای نشستن روی نیمکت مربیگری ابومسلم، سرانجام رفیق دیرین مدیرعامل سیاهجامگان این وظیفه را به عهده گرفت تا دوباره خاطره لیگبرتریکردن استیلآذین و مس کرمان را با ابومسلم زنده کند. این مربی 51ساله، فعالیت خود را پس از کنار گذاشتن دوران بازیگری با دستیاری «كارلوسولدو»ی ایتالیایی در تیم ملی زیر 17سال در سال 78 آغاز کرد و موفق شد با همان تیم مقام چهارم آسیا را از آن خود کند. او که با زدن 9گل در 8بازی در زمان بازیگریاش در نساجی مازندران شهره خطه شمال شده بود در سال 79 از سوی همشهریانش به عنوان سرمربی «نساجی مازندران» برگزیده شد....
حضور او در نساجی اما بیش از یک فصل به طول نینجامید تا اینکه او برای یک
سال به دنبال مدرک مربیگری خود از سرمربیگری کنارهگیری کرد.
به دنبال مدرک
دستنشان هر ۳ دوره مربیگری A، B و C آسیا را زیر نظر استادان بزرگ فیفا نظیر «ریچارد بیت»، «سوبرامانیان» و «برنارد شون» پشت سر گذاشت و همین باعث شد از او به عنوان یک مربی بادانش نام برده شود.
دستنشان بلافاصله بعد از دریافت این مدارک که او را حدود یک سال از نیمکت تیمهای مختلف دورکرد تصمیم گرفت هنر خود را دوباره روی نیمکت به نمایش بگذارد. برای همین به اولین پیشنهاد خود که یک تیم دسته اولی بود جواب مثبت داد.
بدشانسیهای پیاپی
او در سال 82 یك تجربه ناكام صعود را در شهیدقندی یزد تجربه كرد و درحالی كه این تیم را تا پلیآف رقابتها بالا آورد اما كویرنشینان از صعود بازماندند و دستنشان هم از یزد خداحافظی كرد و به مشهد آمد. دستنشان سرمربیگری تیم «پیام مشهد» را قبول کرد و این تیم را هم تا آستانه صعود به لیگ برتر بالا آورد و این بار در پلیآف نتیجه را به صنعت نفت واگذار كرد. دو تجربه ناكام صعود اگرچه روی كاغذ نام بدی است، اما سابقه خوبی برای نادر دستنشان دست و پا كرد تا خیلی از تیمهای علاقهمند به حضور در لیگ برتر دنبالش بیایند.
سال بعدش با حضور در راس کادر فنی تیم متمول «مس کرمان» اهالی کویر را صاحب اولین نماینده در لیگ برتر فوتبال باشگاههای کشور کرد.
تیم مس اگرچه با هدایت او راهی لیگ برتر شد، اما بدون حضور او در لیگ برتر به میدان رفت و اینجا بود که شایعهای در شهر پیچید که «نادر دستنشان حق مربیگری در لیگ برتر را ندارد». او اگرچه در ابتدا به این حکم اعتراض نکرد و بدون حاشیه روی نیمکت شهرداری بندرعباس نشست، اما کمکم وقتی این بار موفق نشد شهرداری را راهی لیگ برتر کند صدایش درآمد و از سوی دیگر هم مسئولان فدراسیون خیلی راحت اسم او را به عنوان منشوری اعلام کردند.
حکایت پگاه
بعد از اینکه تبوتاب منشوری بودن او کمی آرام گرفت، او دوباره بدون سر و صدا سرمربیگری تیم نهچندان قدرتمند پگاه گیلان را به عهده گرفت. این در حالی بود که پگاه 8بازی از لیگ هفتم را با کادر فنی بومی تنها با کسب 4امتیاز به پایان رسانده و پس از آن هم با یک مربی خارجی سهم پگاه از 3بازی، یک امتیاز بود.
دستنشان در این بحرانها هدایت پگاه را پذیرفت و پس از کسب نتایج ضعیف و قوی به یکباره استقلال میزبان را در ورزشگاه آزادی با چهار گل، شوکه کرد و سرانجام با هزار بدبختی در لیگ ماندگار شد.
اما اوج هنرنمایی دستنشان شکست دادن تیمهای بزرگی نظیر پرسپولیس، استقلال، سپاهان اصفهان، سایپا و صباباطری بود. پگاه همان سال در فینال جام حذفی رو در روی استقلال قدرتمند آن روزها قرار گرفت. آن روز پگاه در مقابل آبیپوشان پایتخت خوب مقاومت کرد تا اینکه در دقایق اضافی شکست خورد و بزرگترین افتخار شمالیها شد نایب قهرمان جام حذفی. این همه موفقیت یعنی بقای پگاه در لیگ و نایب قهرمانی جام حذفی این انتظار را به وجود میآورد که دستنشان همچنان سرمربی پگاه باقی بماند، اما خودش مدعی شد که یک خبرنگار دلال به دلیل اینکه دست نشان به او باج نداد، زیرآبش را زد و او را از پگاه بیرون کرد.
دومین صعود
استیلآذینیها که با هزینه 4میلیاردی و با مدیریت علی پروین نتوانسته بودند سال قبل راهی لیگبرتر شوند دستنشان را بهترین گزینه دیدند تا پای تیم نوپای خود را به لیگ برتر باز کنند.
آنها که ناصر شهسواری، مدیرعامل كنونی ابومسلم را به عنوان یکی از مدیران خود داشتند، دستنشان را که سابقه صعود تیمهای نه چندان پولدار را به لیگ برتر داشت به عنوان سرمربی انتخاب کردند و او هم با یک هزینه یک میلیارد و 300میلیون تومانی و در حالی که بیش از نیمی از ستارههای سابقش را در اختیار نداشت استیلآذین را لیگ برتری کرد تا درتاریخ ثبت شود، تیمی که یک سال از حضورش در دسته اول میگذشت راهی لیگ برتر شده است.
وی با این همه باز به قاعده منشوری ها برخورد کرد و در کمال بدشانسی، استیلآذین را دودستی تحویل «حمید استیلی» داد و دوباره راهی شهر خودش شد تا این بار، دیگر نساجی را لیگ برتری کند.
او در سال 88 دوباره سرمربیگری «نساجی مازندران» را به عهده گرفت اما در اوج مسابقات به یکباره از کار برکنار شد با این حال او سریعا از قائمشهر به تهران نقل مکان کرد و روی نیمکت «نفت تهران» نشست. اگرچه نفت هم با مربیگری او به لیگ برتر آمد، اما این موفقیت زیاد به چشم نیامد؛ چرا که او تنها دو ماه مانده به صعود نفت، راهی این تیم شد.
دوباره منشور
در حالی که دیگر همگان میدانستند که دستنشان به دلیل منشوری بودن نمیتواند در لیگبرتر «نفت تهران» را همراهی کند، اما مسئولان نفت بر این قضیه آنقدر پافشاری کردند که ماجرای منشوری بودن دستنشان تقریبا علنی شد؛ چرا که علیپور مجبور شد در مصاحبهای رسما اعلام کند که «دستنشان نمیتواند مربی یک تیم لیگبرتری باشد».او بعد از این ماجرا دلخوریاش را اینطور ابراز کرد که «حالا که فرصت از دست رفته در خانه مینشینم تا مربیان تیمها ناکام شوند و من جایشان را بگیرم، همانطور که خیلیها پشت سر من نشستند تا جایم را بگیرند».
و حالا ابومسلم
دست نشان حالا بعد از 6سال دوباره راهی مشهد شده تا به همراه شهسواری خاطره صعود «استیلآذین» را زنده کند. او اتفاقا در اولین بازی، بازهم در مقابل تیم شهرش یعنی نساجی قائمشهر قرار خواهد گرفت. حکایت دستنشان در قائمشهر حکایت «اکبر میثاقیان» است در مشهد، با این تفاوت که شمالیها دل خوشی از دستنشان ندارند و بارها علیه او در ورزشگاهها شعار دادهاند. او خوب میداند که مردم فقط و فقط از او توقع صعود دارند؛ چرا که اگر ابومسلم این فصل بالا نیاید دیگر مهر لیگ یکی روی پیشانیاش خواهد خورد.
منبع: شهرآرا
به دنبال مدرک
دستنشان هر ۳ دوره مربیگری A، B و C آسیا را زیر نظر استادان بزرگ فیفا نظیر «ریچارد بیت»، «سوبرامانیان» و «برنارد شون» پشت سر گذاشت و همین باعث شد از او به عنوان یک مربی بادانش نام برده شود.
دستنشان بلافاصله بعد از دریافت این مدارک که او را حدود یک سال از نیمکت تیمهای مختلف دورکرد تصمیم گرفت هنر خود را دوباره روی نیمکت به نمایش بگذارد. برای همین به اولین پیشنهاد خود که یک تیم دسته اولی بود جواب مثبت داد.
بدشانسیهای پیاپی
او در سال 82 یك تجربه ناكام صعود را در شهیدقندی یزد تجربه كرد و درحالی كه این تیم را تا پلیآف رقابتها بالا آورد اما كویرنشینان از صعود بازماندند و دستنشان هم از یزد خداحافظی كرد و به مشهد آمد. دستنشان سرمربیگری تیم «پیام مشهد» را قبول کرد و این تیم را هم تا آستانه صعود به لیگ برتر بالا آورد و این بار در پلیآف نتیجه را به صنعت نفت واگذار كرد. دو تجربه ناكام صعود اگرچه روی كاغذ نام بدی است، اما سابقه خوبی برای نادر دستنشان دست و پا كرد تا خیلی از تیمهای علاقهمند به حضور در لیگ برتر دنبالش بیایند.
سال بعدش با حضور در راس کادر فنی تیم متمول «مس کرمان» اهالی کویر را صاحب اولین نماینده در لیگ برتر فوتبال باشگاههای کشور کرد.
تیم مس اگرچه با هدایت او راهی لیگ برتر شد، اما بدون حضور او در لیگ برتر به میدان رفت و اینجا بود که شایعهای در شهر پیچید که «نادر دستنشان حق مربیگری در لیگ برتر را ندارد». او اگرچه در ابتدا به این حکم اعتراض نکرد و بدون حاشیه روی نیمکت شهرداری بندرعباس نشست، اما کمکم وقتی این بار موفق نشد شهرداری را راهی لیگ برتر کند صدایش درآمد و از سوی دیگر هم مسئولان فدراسیون خیلی راحت اسم او را به عنوان منشوری اعلام کردند.
حکایت پگاه
بعد از اینکه تبوتاب منشوری بودن او کمی آرام گرفت، او دوباره بدون سر و صدا سرمربیگری تیم نهچندان قدرتمند پگاه گیلان را به عهده گرفت. این در حالی بود که پگاه 8بازی از لیگ هفتم را با کادر فنی بومی تنها با کسب 4امتیاز به پایان رسانده و پس از آن هم با یک مربی خارجی سهم پگاه از 3بازی، یک امتیاز بود.
دستنشان در این بحرانها هدایت پگاه را پذیرفت و پس از کسب نتایج ضعیف و قوی به یکباره استقلال میزبان را در ورزشگاه آزادی با چهار گل، شوکه کرد و سرانجام با هزار بدبختی در لیگ ماندگار شد.
اما اوج هنرنمایی دستنشان شکست دادن تیمهای بزرگی نظیر پرسپولیس، استقلال، سپاهان اصفهان، سایپا و صباباطری بود. پگاه همان سال در فینال جام حذفی رو در روی استقلال قدرتمند آن روزها قرار گرفت. آن روز پگاه در مقابل آبیپوشان پایتخت خوب مقاومت کرد تا اینکه در دقایق اضافی شکست خورد و بزرگترین افتخار شمالیها شد نایب قهرمان جام حذفی. این همه موفقیت یعنی بقای پگاه در لیگ و نایب قهرمانی جام حذفی این انتظار را به وجود میآورد که دستنشان همچنان سرمربی پگاه باقی بماند، اما خودش مدعی شد که یک خبرنگار دلال به دلیل اینکه دست نشان به او باج نداد، زیرآبش را زد و او را از پگاه بیرون کرد.
دومین صعود
استیلآذینیها که با هزینه 4میلیاردی و با مدیریت علی پروین نتوانسته بودند سال قبل راهی لیگبرتر شوند دستنشان را بهترین گزینه دیدند تا پای تیم نوپای خود را به لیگ برتر باز کنند.
آنها که ناصر شهسواری، مدیرعامل كنونی ابومسلم را به عنوان یکی از مدیران خود داشتند، دستنشان را که سابقه صعود تیمهای نه چندان پولدار را به لیگ برتر داشت به عنوان سرمربی انتخاب کردند و او هم با یک هزینه یک میلیارد و 300میلیون تومانی و در حالی که بیش از نیمی از ستارههای سابقش را در اختیار نداشت استیلآذین را لیگ برتری کرد تا درتاریخ ثبت شود، تیمی که یک سال از حضورش در دسته اول میگذشت راهی لیگ برتر شده است.
وی با این همه باز به قاعده منشوری ها برخورد کرد و در کمال بدشانسی، استیلآذین را دودستی تحویل «حمید استیلی» داد و دوباره راهی شهر خودش شد تا این بار، دیگر نساجی را لیگ برتری کند.
او در سال 88 دوباره سرمربیگری «نساجی مازندران» را به عهده گرفت اما در اوج مسابقات به یکباره از کار برکنار شد با این حال او سریعا از قائمشهر به تهران نقل مکان کرد و روی نیمکت «نفت تهران» نشست. اگرچه نفت هم با مربیگری او به لیگ برتر آمد، اما این موفقیت زیاد به چشم نیامد؛ چرا که او تنها دو ماه مانده به صعود نفت، راهی این تیم شد.
دوباره منشور
در حالی که دیگر همگان میدانستند که دستنشان به دلیل منشوری بودن نمیتواند در لیگبرتر «نفت تهران» را همراهی کند، اما مسئولان نفت بر این قضیه آنقدر پافشاری کردند که ماجرای منشوری بودن دستنشان تقریبا علنی شد؛ چرا که علیپور مجبور شد در مصاحبهای رسما اعلام کند که «دستنشان نمیتواند مربی یک تیم لیگبرتری باشد».او بعد از این ماجرا دلخوریاش را اینطور ابراز کرد که «حالا که فرصت از دست رفته در خانه مینشینم تا مربیان تیمها ناکام شوند و من جایشان را بگیرم، همانطور که خیلیها پشت سر من نشستند تا جایم را بگیرند».
و حالا ابومسلم
دست نشان حالا بعد از 6سال دوباره راهی مشهد شده تا به همراه شهسواری خاطره صعود «استیلآذین» را زنده کند. او اتفاقا در اولین بازی، بازهم در مقابل تیم شهرش یعنی نساجی قائمشهر قرار خواهد گرفت. حکایت دستنشان در قائمشهر حکایت «اکبر میثاقیان» است در مشهد، با این تفاوت که شمالیها دل خوشی از دستنشان ندارند و بارها علیه او در ورزشگاهها شعار دادهاند. او خوب میداند که مردم فقط و فقط از او توقع صعود دارند؛ چرا که اگر ابومسلم این فصل بالا نیاید دیگر مهر لیگ یکی روی پیشانیاش خواهد خورد.
منبع: شهرآرا
طبقه بندی: اخبار،
برچسب ها: دست نشان،
ارسال توسط عبدالرضا زرگری
آخرین مطالب






